محمد ابراهيم آيتى
461
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
سفراى قريش : بديل بن ورقاء خزاعى پس از آن كه رسول خدا با أصحاب خويش در سرزمين حديبيه فرود آمد ، « بديل بن ورقاء خزاعى » با مردانى از خزاعه به نمايندگى از طرف قريش رسيدند و از رسول خدا پرسيدند كه : منظور وى از آمدن به اين حدود چيست ؟ رسول خدا گفت : كه منظور وى جنگ نيست و فقط براى زيارت خانهء كعبه و تعظيم و تكريم آن خانه آمده است ، و آنچه را به بشر بن سفيان گفته بود به اينان نيز گفت . رجال خزاعه نزد قريش بازگشتند و گفتند : اى گروه قريش ! شما در مخالفت با محمّد شتاب مىورزيد ، محمّد براى جنگ نيامده است و هيچ منظورى جز زيارت كعبه ندارد امّا مردان قريش به رجال خزاعه كه مسلمان و مشركشان پيوسته خيرخواه رسول خدا بودند و هيچ پيشآمدى را كه در مكّه روى مىداد از وى پوشيده نمىداشتند ، بدگمان شدند و به آنان ناروا گفتند و قسم خوردند كه : اگر هم قصد جنگ ندارد باز هرگز نخواهيم گذاشت كه به زور وارد مكّه شوند و اين داستان را عرب دربارهء ما بازگو كنند [ 1 ] . مكرز بن حفص بن أخيف ( از بنى عامر بن لؤىّ ) قريش پس از آن كه به مردان خزاعه بدگمان شدند ، « مكرز بن حفص » را نزد رسول خدا فرستادند ، چون رسول خدا او را ديد كه مىآيد ، گفت : اين مردى است اهل غدر و مكر و چون نزد رسول خدا رسيد در حدود آنچه به بديل و همراهان وى گفته بود به او نيز گفت [ 2 ] ، او هم نزد قريش بازگشت و گفتههاى رسول خدا را بازگفت .
--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 325 - 326 . طبقات ، ج 2 ، ص 96 . م . [ 2 ] - يعقوبى مىگويد : رسول خدا از سخن گفتن با وى امتناع كرد ( تاريخ ، ج 2 ، ص 54 ، چاپ بيروت ، سال 1379 ه . م . ) .